شکست ها چگونه می توانند دروس ارزشمندی به ما بیاموزند

درس گرفتن از شکست ها

برخی از سخت ترین درس هایی که با آنها روبرو می شویم مربوط به شکست های ما است. اما این تنها شکست ها هستند که می توانند مفیدترین دروس را ارائه دهند ، در صورتی که فقط اجازه دهیم. من شجاع هستم که یکی از بزرگترین شکستها و درسهای ناشی از زندگی خودم را با شما در میان بگذارم.

در سال ۱۳۶۲ ، من  مانند جوانان دیگر تصمیم گرفتم گواهینامه رانندگی بگیریم  در حالی  که  هیچکس در خانه ما اتومبیل نداشت اما من انگیزه زیادی داشتم که گواهینامه رانندگی بگیریم. ابتدا در آزمون کتبی شرکت کردم  و بعد ناکامی در آزمون اول در آزموت کتبی دوم قبول شدم  برای آزمون عملی یعنی رانندگی با اتومبیل در کنار افسر راهنمایی و رانندگی  آماده شدم، یادآوری کنم که آن زمان آزمون ها با فاصله کم انجام نمی شد و حداقل فاصله بین آزمون ها ۶ ماه بود و امکانانات آموزشی کنونی نیز وجود نداشت و ما باید همه را خودمان به تنهایی انجام می دادیم، لنابراین اگر از آزمون آول چه کتبی یا غملی ناکام می شدیم باید ۶ ماه انتظار می کشیدیم تا نوبت بعدی.

اولین آزمون عملی یعنی رانندگی با اتومیبل که  آن موقع یک ماشین پیکان بود، افسر ی که آزمون می گرفت کنار راننده و سه نفر دیگر از متقاضیان در صندلی پشت می  نشستند و در یکی از خیابانهای اصلی شهر امتحان گرفته می شد و خیلی سخت گیری می شد ، افسر  راهنمایی می گفت حرکت کن و تو باید تمام موارد را راعایت می کردی  کوچکترین خطا باعث ناکامی در آزمون می شد ،اگر مرحله  خروج ار پارک  را بخوبی رد می کردی مرحله دوم که سخت بود یعنی پارک دوبله و پارک ال را باید   انجام می دادی، حالا شما تصور کن اولین بار کنار افسر سخت گیر، سه نفر صندلی پشت نشسته اند، خیابان واقعی، اتومبیل های واقعی، اتومبیل های پارک شده واقعی، ترس از خطا، ترس از خسارت به دیگر اتومبیل ها، من بار اول ناکام شدم.

استفاده از شکست به عنوان یک معلم خوب

نیازی به گفتن نیست که من از ناکامی کاملا ناامید شده بودم اما این تجربه همچنین به من آموخته است که برای چه کاری باید کار کنم. این به وضوح به من گفت که اگر  می خواهم گواهینامه رانندگی بگیرم باید واقعاً روی نقاط ضعف خود کار کنم.

برای کل ۶ ماه بعدی ، هدف اصلی خود را قرار دادم که به طور ویژه بر روی نقاط ضعف خود ، که  پارک ال و پارک دوبله بود ، تمرین کنم. من خودم را مجبور کردم که فقط در طول ۳ تا ۴ روز هر هفته  فقط روی این دو روش کار کنم. تا ۶ ماه بعد ، من آماده بودم که  گواهینامه رانندگی  را  بدست آورم.

آزمون مجدد در یک خیابان شلوغ تر در مقایسه با جایی بود که من برای اولین بار در آن آزمون شرکت کردم و این منجر به چالش های غیر منتظره دیگری شد. این خیابان بزرگتر نه تنها اتومبیل های زیادی در رفت و آمد بودند بلکه با سرعت هم از کنار اتومبیل پارک شده ما رد می شدند و باید خیلی با ئقت از پارک خارج می شدیم.

این خیابان  محل رفت و آمد مکرر بود. شما فقط می توانید تصور کنید که چقدر  استرس زا است. هیچ یک از داوطلبان  در این  آزمون عملی تصور نمی کردند که ما واقعاً بتوانیم  از  این  پارک خارج شویم کنیم. حدس بزنید چه اتفاقی افتاده است؟

افسر آزمون ،اولین نفر اسم مرا خواند و علیرغم گذشت ۶ ماه مرا بخاطر می آورد که چه خطاهایی داشته ام،  و مرا را وادار کرد که  به عنوان بخشی از آزمون نه  یک بار بلکه سه بار پشت سر هم  خروج از پارک ، پارک ال، پارک دوبله و پارک مجدد را  در موقعیت های مختلف اجام دهم! این احتمالاً یکی از اعصاب خرد کن ترین تجربه هایی بوده است که من تجربه کرده ام.  اما انجام آن در مقابل   افسر مجری – خوب ، می توانید اضطراب شدیدی را که همه ما احساس می کنیم تصور کنید.

 

موفقیت سرانجام پس از شکست حاصل می شود

در پایان امتحان مجدد ، افسر  آزمون  به من گفت که در واقع به اندازه کافی   تبحر داری و لایق گرفتن گواهینامه رانندگی هستی. تمرین های فشرده ای که از کل ۶ ماه گذشته انجام دادم جواب داد و اگر اولین بار  شکست نمی خوردم ، آن نمرین های خاص را انجام نمی دادم.

شکست اولیه من به من یاد داد که نقاط ضعف من کجاست و همچنین چگونه برای غلبه بر آنها تمرین کنم. همین فرآیند استفاده از عدم موفقیت در تبدیل شدن به یک ابزار آموزشی کارآمد ، تقریباً در هر زمینه ای از زندگی قابل استفاده است. اگر می خواهید در هر زمینه یا مهارت خاصی به سطح بالاتری دست پیدا کنید ، آماده پذیرش شکست ها باشید.

هر چقدر ناامیدکننده باشند ، شهامت داشته باشید که از این شکست ها درس بگیرید و درسهای ارزشمند را به طور فعال استفاده کنید. با این کار ، سرانجام موفقیت حاصل خواهد شد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.